وقتي چشام رو باز كردم ديدم تو دستام پره ولي اي كاش نبود اولش خيلي
خوشحال شدم كه دستام پره
ولي الان موندم چرا وقتي قراره خالي بشه البته به خواست خودم ، بايد پر بشه
اره خودم خالي كردم ولي چرا پر شد
موندم تو كارت مي دونم كه تنها كسي هستي كه هيچ وقت تركم نمي كني
مي دونم تنها كسي هستي كه به فكرمي
ولي نمي دونم چرا بعضي وقتها مثل سد جلومو نمي گيري
از اينكه پشيمون بشم از اينكه ناراحت بشم هيچي چيزي جز اينكه بيشتر بيام
و صدات كنم چيزه ديگه اي نصيبت نمي شه
يعني اين قدر دوست داري بيام پيشت كه همه چيز رو كنار هم مي زاري چيده بشه
مگه جز مزاحمت تا حالا برات چيزه ديگه اي داشتم
واقعا داشتم ؟
حرفای نزده